نقد سوفی نه همه صافی بی غش باشد

ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد

 

صوفی ما که ز ورد سحری مست شدی

شامگاهش نگران باش که سر خوش باشد

 

خوش بود گر محک تجربه آید به میان

تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد

 

خط ساقی گر از این گونه زند نقش برآب

ای بسا رخ که به خونابه منقش باشد

 

ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست

عاشقی شیوه ی رندان بلاکش باشد

این فال امروز بود 15/06/88

چندم ماه رمضان بود نمیدانم هنوز هم هست چند ساعتی مانده به پایان روز.   

چند سوال، با این توضیح که پاسخ شما به آنها تفریح یا شوخی نیست و من هم آنها را طرح نکردم که یعنی کارشناسی شده است سوالات شامل موقعیت های جذاب و در بعضی موارد ناراحت کننده است گاهی سوالات بگونه ای است که من این جا نخواهم نوشتشان لاکن به امتحانش می ارزد در پایان سوالات به همان زبان مبدا آمده تا در ترجمه چیزی از قلم نیفتد.

راستی اگر خواندید برای حفظ روحیه ی من یک نشانی بگذارید که بدانم مخاطب داشته است یا نه؟

1

for a person you loved deeply, would you be willing to move to a distant country knowing there would be little chance of seeing your friends or family again?

2

if you were to die this evening with no opportunity to communicate with anyone, what would you most regret not having told someone?why haven't you told them yet?

4

if you could spend one year in perfect happiness but afterward would remmember nothing of the experience would you do so?if not, why not?